( ۱ )

جا مانده است ـ

کمی از دست های تو

پنجره .

جا مانده است ـ

کمی از لب های تو

لیوان .

جا مانده است ـ

کمی از چشم های تو

آینه .

بیا !

و مرا با خودت ببر

تمام تو در من جا مانده است .

 

            ( ۲ )

تو نیستی !

بوسه های تو راه می روند

در این حیاط پاییزی .

 

            ( ۳ )

خنده

و فراموشی

گریه

و فراموشی

آدمی یا می خندد

یا گریه می کند !